سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

78

نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )

هميشه مملكت را ويران سازد . اما ناگهان خداوند بخاطر نگهدارى دين خود و بدست علماء بزرگ و روحانيون عاليقدر ، او را سركوب نمود و جامه شكست و رسوائى را بر او پوشانيد ، و در انظار جهانيان بىآبرويش ساخت . ولى او هم مانند حيوان درنده‌اى ، دندانهاى خود را تيز كرده و بهر وسيله‌اى متوسل شد تا آنان را يكى پس از ديگرى دريده و نابود سازد . او در سايه همين ديوانگى خود و به خاطر كفر وزيرش هم‌اكنون خودرا ملتزم كرده كه سه ميليون تومان به شركتهاى خارجى - كمپانى - بعنوان غرامت تقديم دارد . سه به كرور شركت نخستين - كمپانى تنباكو - و سه كرور به شركت دومى كه حقوق خريد و فروش تنباكو را در سرزمين عثمانى از او خريده است . اين رسوائى و بىآبروئى ، اين پستى و فرومايگى چيست ؟ . اين فرومايگان در جمع‌آورى اين پولها ، به نواميس مردم باايمان تجاوز كرده‌اند . اين اوباش ، بخاطر اين پولها خانه‌هاى مردم پرهيزكار را ويران ساخته و دلهاى مردم خداپرست را به درد آورده و هستى مردم فقير و بيچاره را به يغما برده و خون بسيارى از مسلمانان را بناحق ريخته‌اند . اين سياهدلان بخاطر پول ، روسرى را از سر زنان مسلمان برداشته‌اند كه فرياد دادخواهى آنان به آسمان برخواسته است و بسيارى از مردان هم پس از اين ماجرا ، همه‌گونه آرامش و راحتى خود را از دست داده‌اند . . . يكى از ترس تازيانه خانه‌اش را بگرو گذاشته و ديگرى از خوف داغ كردن ، زمينش را فروخته و آن يكى براى نجات از زندان از همسايه‌اش قرض گرفته رها ساخته و ديگرى از ترس مثله‌شدن هستى و دارائى خود تسليم نموده است ! اين فجايع همهء سرزمين را فراگرفته و شامل همهء بندگان خدا گشته تا اين پولها را جمع‌آورى نموده‌اند . سپس جنون و ديوانگى بهمراهى كفر و زندقه ، چنين حكم كرده كه همه اين پولها را بعنوان غرامت يك‌جا به دشمنان دين بپردازند . . . وا اسلاماه ! وامحمداه ! * * *